تندیس - achap - تاریخچه ساختن تندیس – بخش12 -
۰۷
آذر

تاریخچه ساختن تندیس – بخش۱۲

تندیس امدادی نیکولا پیسانو (84- 1220) عصر جدید را پیش بینی می کند. در اواخر قرن 13th پیزانو چهره های برهنه مردانه را بر روی منبر کلیسا حک کرد. (از زمان سقوط رم از چهره برهنه در تندیس استفاده نشده بود.) گرچه پیزانو آشکارا سعی در کپی کردن چهره های قهرمانانه هنر کلاسیک داشت ، اما او کمی درباره آناتومی انسان می دانست و کارهای او همچنان مثل تندیس های بیزانس و قرون وسطایی متناسب است.

در اوایل قرن پانزدهم ، رنسانس به خوبی در جریان بود. دوناتلو تندیس ساز اولین برهنه آزاد از زمان کلاسیک ، یک چهره برنز دیوید خلق کرد. دوناتلو کاملاً آناتومی این چهره را به خوبی درک کرده بود که می توانست قهرمان کتاب مقدس جوان را با سهولت و اطمینان به نمایش بگذارد. تا اوایل قرن شانزدهم میراث تندیس ای دیگری از فلورنتین ، نقاش و تندیس ساز بزرگ میکل آنژ بووناروتی ، به گونه ای بود که نسخه وی از داوود از نظر قدرت و قدرت تقریباً فوق بشری است.

دوناتلو و همرزمانش لورنزو غیبریتی (1378-1455) و ژاکوپو دلا کوئرسیا (1378؟ -1438) خود را به اربابان هر دو چهره و تندیس آزاد انسانی تبدیل کردند. تابلوهای سنگی ژاکوپو در سان پترونیو ، بولونیا ، قدرتمند و احساسی هستند. درهای برنز معروف غیبتی باپتیستری در فلورانس کنترل او از علم چشم انداز و عملکرد استادانه او از چهره انسان را نشان می دهد.

میزبان تندیس سازان با این مردان کار می کردند و به نوبه خود تندیس های جوان را نیز آموزش می دادند. استعدادهای فردی آنها متفاوت بود ، و اینها برای تعدادی از مشکلات مختلف تندیس سازی اعمال می شد. مضامین مسیحی همچنان اهمیت داشت ، اما علاوه بر این ، چشمه ها ، پرتره ها ، مقبره ها ، تندیس های سوارکاری و موضوعاتی از اساطیر کلاسیک همه برای برآوردن یک تقاضای پر جنب و جوش ایجاد شده اند. Luca della Robbia (1400؟ -82) و دیگران یک محیط جدید – لعاب دار-لعاب دار ایجاد کردند. این یک جایگزین محبوب و جذاب برای سنگ مرمر گران تر بود.

میکل آنژ بدون شک چهره غالب در تندیس قرن شانزدهم شد و به نظر او بسیاری از افراد بزرگترین چهره واحد تاریخ هنر هستند. تمام تندیس های او ، از اوایل زیبا و به پایان رسیده پیتا تا قطعه غم انگیز Rondanini Pietà ، که در مرگ او ناتمام مانده بود ، با مهارت و قدرت ساخته شد. معاصران میکل آنژ و تندیس سازانی که در سالهای بعد در ایتالیا و جاهای دیگر زندگی می کردند ، با تکیه بر یک طراحی صاف ، دقیق و پیچیده و پیچیده و پیچیده ، سبکی تزئینی و ظریف تری را توسعه دادند. این سبک به روش گرایی گفته می شد.