تندیس - achap - تاریخچه ساختن تندیس – بخش13 -
۰۸
آذر

تاریخچه ساختن تندیس – بخش۱۳

تندیس باروک

تندیس سازان در قرن هفدهم همچنان با همان طیف گسترده ای از مشکلات تندیس سازی مانند پیشینیان دوره رنسانس خود سر و کار داشتند و از چهره انسانی به عنوان شکلی از بیان استفاده می کردند. با این حال ، آنها در برابر شیوه رفتار تندیس سازان اواخر قرن شانزدهم واکنش نشان دادند. آنها در عوض برای بازگشت به قدرت بیشتر میکل آنژ و انرژی و چابکی تندیس قرن پانزدهم کار کردند.

جیووانی لورنزو برنینی (1680-1598) مانند میکل آنژ ، یک هنرمند با استعداد بود. در یک حرفه طولانی و پربار ، او به راحتی در یک دوره درخشان و خلاق به راحتی به عنوان یک شخصیت برتر در کشور خود و یکی از بزرگترین هنرمندان اروپا درآمد. داود برنیینی تحسین خود را برای میکل آنژ و اصالت خودش نشان می دهد. این عظمت و قدرت دیوید میکل آنژ را دارد اما چهره ای بسیار فعال تر و کمتر تراژدی است. چهره های Bernini در نمایش های دراماتیک ایستاده است – به نظر می رسد که آنها بازیگرانی در یک صحنه بودند و به ناظر می رسند. در نتیجه ، ما نسبت به آنها و فضل آنها احساس رضایت می کنیم.

تندیس روکوکو

خصوصیات اساسی هنر قرن هفدهم به قرن 18 منتقل شد اما به سلیقه نسلی متفاوت تغییر یافت. اصطلاح روکوکو ترجیح می دهد ترجیحی برای لثه ، سبک تر و جلوه های تزئینی بیشتر در تندیس سازی و در تمام هنرها باشد.

ژان باپتیست پیگال (85-1714) و ایتین موریس فالکون (91-1716) همان مهارت برنزی را نشان می دهند ، اما ارقام آنها اندک و شاد است. مهارتی که در کار ظریف آنها نشان داده شده است ، با چهره های ریز و شیرین و جنب و جوش و برازنده خود ، نشان دهنده یک تغییر چشمگیر از شدت و شدت مذهبی کار برنینی است.

تندیس ها و تندیس های گروه های کوچک به عنوان اضافات دلپذیر و اغلب شوخ به اتاق های زیبا طراحی شده اند. استعدادهای فردی تندیس سازان و تلاشهای مشترک آنها جلوه ای زینتی ایجاد کرده است. همین درخشش و مهارت باعث ایجاد گروهی از کلیساهای فوق العاده زیبا در جنوب آلمان شد.

جسمه نئوکلاسیک و رمانتیک

پاندول طعم در اواخر قرن 18 میلادی در جهت جدیدی جابجا شد ، در حالی که کلدیون (1814-1838) و سایر تندیس سازان روکوکو همچنان فعال بودند. این جهت که به توصیف بازگشت عمدی به موضوع و سبک کلاسیک نئوکلاسیک گفته می شود ، نزدیک به یک قرن در قدرت ادامه یافت. این تغییر را می توان در کار تندیس ساز برجسته ژان آنتوان هودون (1828-1841) مشاهده کرد. تندیس وی از جورج واشنگتن را می توان با تصویر یک امپراتور رومی مقایسه کرد.

فرمانده ترین چهره تندیس نئوکلاسیک ، آنتونیو کانووا ایتالیایی (1757-1822) بود. کانووا مورد علاقه پادشاهان و اشراف اروپا بود. تخصص او بنای تاریخی بود که در آن یک دولتمرد یا چهره مهم دیگر در لباس و جواهرات چهره های کلاسیک لباس می پوشید. کانوا صراحتا از تندیس سازان عتیقه تقلید می کند. Perseus و Pugilists او با تندیس کلاسیک باستانی در واتیکان به نمایش گذاشته می شود.

در طول قرن 19 بسیاری از تندیس سازان بر ضد سنت نئوکلاسیک قیام کردند. آنها می خواستند که آثار هنری خود چیزی بگویند ، یک ایده یا یک احساس ابراز کنند. آنها می خواستند طبیعت را کپی کنید ، نه آثار تندیس سازان دیگر. François Rude (1784-1855) از نخستین کسانی بود که در برابر سردی سبک نئوکلاسیک واکنش نشان داد.

شدت احساسات اثر آنتوان لویی باری (1875-1795) را زنده می کند. Jaguar Devouring a Hare صحنه هیجان انگیز از کشمکش و مبارزات خشونت آمیز است.