تندیس - achap - تاریخچه ساختن تندیس – بخش15 -
۱۱
آذر

تاریخچه ساختن تندیس – بخش۱۵

تندیس سازان قرن بیستم بدهی زیادی به رودین بدهکار بودند. تولید و تنوع فوق العاده او الهام بخش نسل جدیدی از تندیس سازان بود تا اندیشه های جدیدی را در قالب هنری بیان کنند که برای 200 سال تکرار ایده های قدیمی بود. اگرچه جانشینان رودین تمایل داشتند که هم از رئالیسم و ​​هم از موضوعات ادبی خود دور شوند ، اما نوآوری های وی تأثیر مهمی داشت. Aristide Maillol (1961-1944) سطوح خشن رودین را رد کرد. به نظر می رسد که چهره های صاف آثار سنگی و برنز Maillol در آرامش آرام است.

از آنجا که هنرمندان رنسانس از آثار کشف شده یونان و روم کلاسیک برای الهام گرفتن استفاده کرده بودند ، هنرمندان قرن بیستم به اشکال ساده و قدرتمند هنر بدوی آفریقایی و اقیانوسی نگاه می کردند. ویلهلم لمبروک (1919-1918) ، تندیس ساز آلمانی ، تحت تأثیر مایول آغاز شد. بعداً للمبروک با ساختن آنها در طولانی مدت غیر طبیعی به شیوه هنر بدوی ، چهره های خود را تحریف کرد. چهره های زنان ، توسط گاستون لاچایز (1935-1918) ، نشان دهنده تندیس سازی هند باستان است. بدنهای گرد ، جامد و عظیم به نظر می رسد سمبل سرزندگی زنانه است.

کنستانتین برانکوسی (1876-1957) ، رومانیایی که بیشتر در پاریس کار می کرد ، سنت های قومی رومانیایی را با سادگی منبت کاری چوب آفریقایی و تندیس های شرقی ترکیب کرد. برانکوسی به دنبال سادگی مطلق فرم و خلوص معنا بود. این سادگی و پاکی در آثاری مانند New-Born و Bird in Space یافت می شود.

پابلو پیکاسو ، یکی از بزرگترین تندیس سازان و همچنین شاید بزرگترین نقاش قرن بیستم ، کیفیت دیگری در هنر بدوی دید. در سادگی اشکال دید که اشیاء طبیعت لزوماً توده های جامد نیستند بلکه از محافل ، مربعها ، مثلث ها و مکعب ها تشکیل شده اند. این منجر به سبکی به نام کوبیسم شد که توسط پیکاسو و ژرژ براک توسعه یافت. سر یک زن پیکاسو (1909) یکی از اولین تندیس های کوبیست است. در آن پیکاسو سطح یک سر را به هواپیماهای مختلفی تقسیم می کند.

با پیکاسو و برانکوسی ، ژاک لیپیتز (1973-1973) یکی از تأثیرگذارترین تندیس سازان قرن بیستم بود. اشکال برنز قدرتمند او نشانگر درک او از کوبیسم و ​​قدرت ساده هنر آفریقا و همچنین سایر حرکات دیگر در هنر قرن بیستم است.

با شروع جنگ جهانی اول ، جو در اروپا مضطرب بود. برخی از هنرمندان تنش های روزگار ناآرام را به شکلی جدید از هنر به نام دادا منعکس کردند – بی معنی ، نماینده هیچ چیز و مخالف همه هنرهای دیگر. “اشیاء یافت شده” و وسایل خانگی مانند سینک و چوب لباسی مارسل دوشامپ (1968-1887) به عنوان تندیس به نمایش گذاشته شدند. در همین زمان ، گروهی از هنرمندان ایتالیایی به نام آینده نگران با سرعت عصر دستگاه هیجان زده شدند. تندیس آنها اشیاء را در حال حرکت نشان می داد. اومبرتو بوکیونی (1916-1918) یک آینده نگر برجسته بود.

پس از جنگ جهانی اول جنبشی به نام سورئالیسم توسعه یافت. بسیاری از هنرمندان که کوبیست یا داداویست بودند سورئالیست شدند. اثر ژان آرپ (1966-1987) ، با اشکال خیالی خود که به نظر می رسد در فضا شناور است ، متعلق به این جنبش است.

در طول دهه 1920 و 1930 ، سازه گرایان به جای حکاکی یا الگوبرداری از تندیس های خود ، ساختند. زیبایی فرم و فضای خالص آنها را برانگیخت. برادران روسی Naum Gabo (1877-1977) و Antoine Pevsner (1886-1968) برای رسیدن به اثر سبکی و شفافیت از تیغه های فلزی و پلاستیک استفاده کردند. جولیو گونزالز (1918-1976) استفاده از آهن جعلی را معرفی کرد. تأثیر چشمگیر تکنیک وی به ویژه در کارهای پیکاسو ، دانشجوی گونزالز در تکنیک جوشکاری دیده می شود.